![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای روزانه |
|
خسته شدم از نفس کشیدن
دلم سکوت میخواهد دلم مرگ میخواهد و دلم تو را نمی خواهد .............................. و تو همچنان شلوغی زنده ای . جان داری به کجا میروی ؟ بدون من و چرا میروی ؟ برگرد .............................. هنوز که اتوبوس نیومده . اگه میری اقلا یه بلیط اتوبوس بهم بده بیام دنبالت چون برف میبارد و من دلم مرگ میخواهد............
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/27ساعت 12:9 توسط رضا |
|
|
((( من مردم !!!!!!!!!!!!!!!!! اینو چی خوندید؟ اگر خوندید " من مردم " چطوری هنوز براتون دارم مینویسم ؟ پس نمردم هنوز زنده ام اگر خوندید " من مردم " چطور میشه ادعای مردونگی کرد توی این روزگار نامردی ؟ اگر خوندید " من مردم " چه ارتباطی بین من و مردم " people " هست ؟ اصلا بین من و مردم ارتباطی هست ؟ اگر ارتباطی نیست پس شما چرا دارید این مطلب را می خونید ؟ مگه شما جزو مردم نیستید ؟ اگر ارتباطی هست پس چرا من اینجا تنها نشستم و دارم با صفحه بی جون روبروم درد دل میکنم ؟ چرا شما اینجا نیستید تا با هم اختلاط کنیم ؟ ))) آهان . اين شد يه مطلب مدرنيته . مثل بعضي دوستان كه روشنفكري وبلاگ مينويسن كلمات قصار را با هم قاطي ميكنن بعد ميگن : ((حالم بده !!!! توي حس نيستم !!!! دلم ميخواد بميرم !!!! مرگ بر شب مهتابي !!!! نمي بيني دارم روحم را بالا ميارم !!!! جيگر كي !!!! ميلان !!!!! نا اميدي !!!! ايميگريشن !!!! سهراب !!! كافكا!!!! )) بابا ول كنيد اين ادا اطوارها را . بشينيد درستونو بخونيد مشقاتونم درست بنويسيد. موقع امتحاناته . تريپ لاو و علافي و .... براي كسي نون نمي شه وقت تنگه تا ميتونيد زندگي كنيد . چهار روز ديگه كه نمراتتون رو زدن روي برد مدرسه و دانشكده و پل صراط ! شرمنده ميشيد ميگيد كاش اقلا يه چند روزي درس خونده بوديم . خيلي شيطوني نمي كرديم . از ما گفتن بود تو خواه پند گير و خواه ملال . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/25ساعت 17:27 توسط رضا |
|
|
سلام به همه گلهای قشنگ آسمان دوستی
چی گفتم ؟ خودش شد یه بیت شعر شاید یه روز حالش پیدا شد مثل قدیما شعر هم گفتیم بگذریم . تشکر از همتون که در زمان غیبت من چراغ این خونه رو روشن نگهداشتید من هم برای همتون دلم تنگ شده بود ولی چاره ای نداشتم سرم خیلی شلوغ بود به وب هم دسترسی نداشتم حوصله کافی نت رو هم ندارم . حالا برگشتم و در خدمت همه شما عزیزان |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/10/22ساعت 23:31 توسط رضا |
|
|
سلام به همه دوستان گل بلبل خودم
من دارم میرم مسافرت یک هفته ای ! وقت نشد جواب کامنت هاتون رو بدم ببخشید اگر اونجا فرصت شد بهتون سر میزنم اگر نه که تا هفته بعد مواظب خودتون باشید عیدتون هم پیشاپیش مبارک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/13ساعت 15:12 توسط رضا |
|
|
خوب امیدوارم تعطیل عید و تولد من و آغاز سال نو مسیحی به همتون خوش گذشته باشه امروز فصل چهارم داستان رو براتون گذاشتم . راستی نظرتون رو راجع به این داستان هم بهم بگین که اگه خوب نیست قسمتهای بعدی را نگذارم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/11ساعت 16:50 توسط رضا |
|
|
معمولا صبح شنبه خيلي قشنگ نيست !!!!!!!! چرا ؟ چون مجبوري صبح زود از خواب پا شي ، اونم بعد از دو روز خواب قشنگ صبحگاهي مخصوصا اگر مثل من اهل كوه نباشي ، به خاطر B.F يا G.F هم مجبور نشي كله صبح روز جمعه بزني از خونه بيرون ، اونم توي اين سرما !!!!!! بري دربند و دركه و ...... ، پس حسابي خوابيدي. ولي امروز فرق ميكنه ! يه صبح شنبه متفاوته ، به چند دليل : اولا ......................فردا بازم تعطيله ( عيدتون مبارك دوما ....................فردا تولد منه (تولدم مبارک سوما ..................فردا روز آخر سال مسيحيه كه به من و شما ربطي نداره تبعيدي در بلاد فرنگ و دوستان ارمني داخل كشور ، سال نو رو تبريك ميگم اميدوارم اين شنبه براي همتون خوب و شاد و زيبا باشه ، مثل خودتون
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/10/09ساعت 9:33 توسط رضا |
|
|
این داستان ۳ بار تکرار شدن نوشته های من هم شده برای خودش ماجرایی یکی دو هفته میشه که سرور ما به هم ریخته یعنی یه کمی خرابکاری توی اون داشتیم حالا بعد از کلی دردسر که برگشتیم به خونه اول یه جاهایی هنوز مشکل داریم مثلا تمام فعالیتهای اینترنتی ما ۳ تایی شده !!!!!! به هر کی میل میدم ۳ تا براش ارسال میشه توی وبلاگ شما عزیزانم هم وقتی کامنت میذارم ۳ بار تکرار میشه پس همه دوستان عزیزم ۳ گانه های من رو تحمل کنند تا بهبودی این شبکه حک شده ما
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/10/05ساعت 8:14 توسط رضا |
|
|
سلام به همه عزیزانم :
لجباز عزیز : از اعلام نظرت ممنون ولی فضای وبلاگ محدوده و اگر اصل داستان را اینجا بذارم نظم و سیاق اینجا به هم میخوره حالاشم خیلی سخت نیست یه کلیک روی لینک داستان بکنی فوری روی صفحه ات ظاهر میشه . خوبه توی همه کارهامون از آدرس دهی صحیح استفاده کنیم و هر چیزی را سر جای خودش بذاریم به جای اینکه همه چیز دم دست و پراکنده باشه . آن شرلي مو مشكي . گنجشك مهربون . نيلوفر آبي . عسل شيرين . بصير بينا . لاله ناز . محمد راد خوبم . سیندرلای عزیز . فاطمه خانوم . خاله ريزه فيل كش . آيدا آنجلاي دوست داشتني . آقا نيما و آقا مرتضي ساراي خوب . غفار حقه باز . ناشناس عزيز و شادي دلها . از همگي شما ممنونم كه به من سر ميزنيد و با نظراتتون به من پشتوانه ادامه كار ميدهيد . همه شما جزو لينكهاي اين وبلاگ قرار گرفتيد اميدوارم همگي موفق باشيد .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/10/03ساعت 13:7 توسط رضا |
|
|
سلام به همه دوستان عزیزم فصل سوم قصه عشق . تقدیم به شما عزیزانی که این داستان زیبا را دنبال میکنید . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/10/03ساعت 9:36 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| نویسنده |
|
رضا .................................. |